السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )

237

ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )

و گواهى مىدهم كه آسمانها و زمينها و آنچه در بين آنهاست نشانه‌هايى هستند كه بر تو راهنمايند ، حجّت و دليل را از جانب تو ادا نموده و به ربوبيّت تو گواهى مىدهند ، و داغ و نشانهء برهان قدرت و نشانه‌هاى تدبير و كاردانىات را با خود دارند ، و لذا به گونه‌اى معرفت و شناختت را به دلهاى مؤمنان رسانيده‌اند كه آنان را از تنهايى و وحشت انديشه و وسوسهء دلها رهانيده و مونس آنان گرديده‌اند ، بنا بر اين ، آنها [ يعنى آسمانها و زمينها و آنچه در بين آنهاست ] با اعتراف خويش شهادت مىدهند كه تو پيش از « پيش » بوده‌اى بدون اينكه « پيشى » براى تو فرض شود ، و بعد از « بعد » خواهى بود بىآنكه « بعد بودن » براى تو فرض شود ، تمام غايتها در نزد تو به پايان و فرجام گراييده است . پس پاك و منزّهى تو كه شريكى براى تو نيست ، پاك و منزّهى تو كه وزيرى براى تو نيست ، پاك و منزّهى تو كه همتايى براى تو نيست ، پاك و منزّهى تو كه ضدّى براى تو نيست ، پاك و منزّهى تو كه مشابهى براى تو نيست ، پاك و منزّهى تو كه هيچ گاه چرت و خواب تو را نمىگيرد ، پاك و منزّهى تو كه زمانها تو را تغيير نمىدهند ، پاك و منزّهى تو كه حالات تو را دگرگون نمىسازند ، پاك و منزّهى تو كه هيچ چيز نمىتواند تو را ناتوان سازد ، پاك و منزّهى تو ، براستى كه من از ستمكاران بودم ، اگر مرا نيامرزى و رحم نيارى ، از زيانكاران خواهم بود . خداوندا ، بر حضرت محمّد درود فرست ، هم او كه بنده و فرستاده و پيامبر و برگزيده و دوست و ويژهء درگاه و امين وحى ، و گنجينه دار دانش تو بود ، و به اذن تو مردم را به سوى تو رهنمون گرديد ، و به دستور تو وحيت را كاملا آشكار ، و حجّتت را در ميان بندگانت بر پا نمود ، و به سوى تو فرا خواند ، و همراه با تو دوستانت را دوست ، و دشمنانت را دشمن گرفت ، و راههاى شوسهء رشد و هدايت به سوى تو را پيمود ، و راه روشن و حقّ را به سوى تو طىّ نمود . خداوندا ، برترين و گرامىترين و با شرافت‌ترين و بزرگترين و خوشترين و كاملترين و شاملترين و پاكيزه‌ترين و بالنده‌ترين و كاملترين ، و بيشترين درودهايى را كه بر پيامبرى از پيامبران و فرشتگان و فرستادگان و بندگان شايسته‌ات فرستاده‌اى ، بر او بفرست ، براستى كه تو ستوده و بلند پايه‌اى . خداوندا ، نماز مرا به واسطهء آنان بپذير ، و گناهانم را بيامرز ، و سعى و كوششم را